جستجو برای:
سبد خرید 0

درباره فرهست

فرهست از دل حدود چهار دهه آموزش، پژوهش و تجربهٔ زیستهٔ سید فرهاد خالصی‌مقدم، بنیان‌گذار فرهست، شکل گرفته است؛ جست‌وجویی برای پیوند دادن آموخته‌ها با زندگی روزمره. فرهست ریشه در نگرش یوگای سنتی دارد، اما بسیاری از مفاهیم و مهارت‌های آن را با توجه به نیازها و دشواری‌های انسان امروز بازنگری کرده است.

تجربه‌های بنیان‌گذار فرهست در زمینه‌هایی چون یوگا، مطالعات فلسفی، آموزش و هنر با یک جست‌وجوی مشترک به هم پیوند خورده‌اند: شناخت ژرف‌تر زندگی و یافتن راه‌هایی برای زیستن آگاهانه‌تر، متعادل‌تر و آزادانه‌تر. در فرهست، مهارت و اندیشه زمانی معنا می‌یابند که در زندگی آزموده و به کار گرفته شوند. بخش مهمی از کوشش‌های سال‌های اخیر سید فرهاد خالصی‌مقدم به سامان‌دهی فرهست، فرهست‌یوگا، فرهست‌دارشانا، منشور زیستی و مسیرهای آموزشی و پژوهشی آن اختصاص یافته است.

برای آشنایی بیشتر با نگرش فرهست به رنج، میانه و شکوفایی، صفحهٔ «فرهست‌دارشانا» را بخوانید.

فرهست‌دارشانا

نگرشی برای دیدن، آزمودن و شکوفا شدن

فرهست‌دارشانا نگرش فرهست به زندگی و چهار مفهوم بنیادین آن است: رنج، میانه، رهایی و شکوفایی.

رنج

در نگاه فرهست، رنج از فاصلهٔ میان خواسته‌های انسان و امکان برآورده‌شدن آن‌ها در زندگی پدید می‌آید. ناآگاهی، وابستگی و ناتوانی در چگونه زیستن می‌توانند این فاصله را بیشتر کنند و تن، جان و زندگی انسان را درگیر سازند.

شناخت رنج به معنای جنگیدن با آن یا فروکاستن زندگی به رنج نیست؛ بلکه راهی برای دیدن سرچشمه‌های آن است.

میانه

میانه در فرهست تنها به معنای اعتدال در رفتار نیست. میانه جایگاهی است که انسان بتواند کرانه‌های زندگی را ببیند، بی‌آنکه در یکی از آن‌ها گرفتار شود.

میانه‌بودی یعنی قرار گرفتن آگاهی در این جایگاه؛ و میانه‌زیستی یعنی به‌کاربستن این نگرش در زندگی و در پیوند با دیگران.

رهایی

رهایی در فرهست به معنای گریز از زندگی یا حذف دشواری‌های آن نیست. رهایی زمانی آغاز می‌شود که انسان سازوکار رنج را بشناسد و از بندهایی که آگاهی و توان زیستن او را محدود کرده‌اند، فاصله بگیرد.

فرهست رهایی را در زیستن آگاهانه در میان کرانه‌های زندگی جست‌وجو می‌کند.

شکوفایی

در نگاه فرهست، شکوفایی مقصدی از پیش تعیین‌شده نیست و الگوی یگانه‌ای برای بالیدن یا زیستن وجود ندارد. هر انسان امکان‌های ویژهٔ خود را دارد و باید آن‌ها را در زندگی کشف و پرورش دهد.

فرهست شکوفایی را تعریف نمی‌کند؛ امکان شکوفایی را می‌گشاید.

منشور زیستی فرهست

ده یادآور برای راه‌رفتن، آموختن و زیستن در فرهست:

 

  1. راه را بنما نه پایان را؛ هر آزمودنی یگانه است.
  2. میوهٔ شکوفایی را نشان مده؛ بگذار از دل زیست پدید آید.
  3. ساختار را بهرِ جوششِ زندگی نگه دار؛ مباد که زندگی فدای ساختار شود.
  4. پرسش را زنده نگه دار تا زندگی پاسخ‌های تازه بیافریند.
  5. پژوهش و بازاندیشی را پیشه کن؛ نه در خشکیِ اندیشه بمان و نه به دگرگونیِ بی‌پایه تن ده.
  6. رنج را ببین و با آن نجنگ؛ اما زندگی را به رنج نیز فرو مکاه.
  7. میانه را در پویاییِ آگاهانه بجوی؛ نه در گریز و نه در چسبندگی.
  8. رهایی را با فروپاشی یکی مگیر.
  9. آنچه را می‌آموزی زندگی کن؛ و آنچه را زندگی می‌کنی بیازمای.
  10. راه را برای آیندگان بگشا؛ نه آنکه آنان را در ساختار خود دربند کنی.
سبد خرید شما