
هنگامی که از رابطه سخن میگوییم، ذهن بیشتر ما به سوی رابطه با دیگران و بهویژه رابطههای عاطفی و زناشویی میرود. بسیاری از دشواریها و رنجهای زندگی نیز از همین زمینه برخاستهاند؛ ازاینرو، رابطه بیشتر هنگامی موضوع پرسش قرار میگیرد که دچار گرفتاری شده باشد.اما پیش از آنکه بپرسیم چگونه رابطهٔ خود را بهبود دهیم، باید یک گام به عقب بازگردیم و بپرسیم: رابطه چیست؟ چرا رابطه پدید میآید؟ چه چیزی دو سو را به یکدیگر پیوند میدهد؟ و چگونه میتوان رابطه را مشاهده کرد؟این نوشتار به آسیبشناسی، درمان یا ارزشگذاری رابطه نمیپردازد؛ بلکه میکوشد مفهوم رابطه را از پایه بررسی کند و دامنهٔ آن را از رابطه با دیگری، به رابطهٔ انسان با تن، جان و روان خود گسترش دهد.رابطه چیست؟واژهٔ «رابطه» با بستن و پیونددادن نسبت دارد. در فارسی نیز واژههایی مانند «پیوند»، «بند»، «بست»، «بستگی» و «بستگان» همین معنا را در خود دارند.برای شکلگیری رابطه، دستکم دو سوی جدا و قابلتمایز نیاز است؛ دو سویی که یکی نیستند، اما بهگونهای با یکدیگر پیوند خوردهاند. این پیوند ممکن است بدنی و مادی باشد، مانند پیوند دو استخوان بهوسیلهٔ رباط؛ یا ذهنی، عاطفی، اجتماعی، قراردادی و کارکردی باشد.در این پیوند، اثرگذاری، دریافت و پاسخ نیز رخ میدهد. هر یک از دو سو بر دیگری اثر میگذارد، چیزی از او دریافت میکند و به آن پاسخ میدهد.پس برای شکلگیری رابطه، دستکم این زمینهها نیاز است:
- دو سوی قابلتمایز؛
- گونهای پیوند یا بستگی؛
- اثرگذاری و اثرپذیری؛
- دریافت و پاسخ.
- چه چیزی من و دیگری را به یکدیگر پیوند داده است؟
- این رابطه برای چه پدید آمده است؟
- هر یک از دو سو چه نیازی دارد؟
- چه انتظاری از این رابطه وجود دارد؟
- مرز و اندازهٔ مشارکت هر سو کجاست؟
- خودِ دیگری؛
- آنچه او از راه گفتار و رفتار آشکار کرده است؛
- تصویری که روان من از او ساخته است.
پست های مرتبط

28 شهریور 1405

28 شهریور 1405

28 شهریور 1405

28 شهریور 1405

